... دلکده
... برای زخم تازه دیگه جایی نیست
خانمی درزمین گلف مشغول بازی بود.ضربه ای به توپ زدکه باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد. قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم. خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم.هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰برابرآنرابرای همسرت برآورده می کنم! خانم کمی تامل کرد و گفت؛مشکلی ندارد آرزوی اول خود را گفت؛ قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت10 برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی خانم گفت؛مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد. بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت:شوهرت ۱۰ برابر ثروتمندترمی شودوممکن است به زندگی تان لطمه بزند. خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست وآن وقت اوهم مال من است پس ثروتمندشد. آرزوی سومش راکه گفت قورباغه جا خوردوبدون چون و چرایی برآورده کرد. خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم اینجا پایان این داستان بود. لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید. واماخواننده های مذکربه ادامه ی مطلب توجه کنید. همين چند روزپيش،«شیوا » پرستاربچههايم رابه اتاقم دعوت كردم تا بااوتسويه حساب كنم. به اوگفتم:بنشينيد. «شیوا»!ميدانم كه دست وبالتان خالي است امّارودربايستي داريدوآن رابه زبان نميآوريد.ببينيد، ماتوافق كرديم كه ماهي سي هزارتومن به شما بدهم اين طورنيست؟ - چهل هزارتومن . - نه من يادداشت كردهام،من هميشه به پرستار بچههايم سي هزارتومن ميدهم.حالا به من توجه كنيد. شمادوماه براي من كاركرديد. - دوماه وپنج روز - دقيقاًدوماه،من يادداشت كردهام.كه ميشود شصت هزارتومن.البته بايدنُه تاجمعه ازآن كسركرد. همان طوركه ميدانيدجمعههامواظب«سینا» نبوديدوبراي قدم زدن بيرون ميرفتيد. سه تعطيلي . . . «شیوا» از خجالت سرخ شده بودوداشت باچينهاي لباسش بازي ميكردولي صدايش درنميآمد. - سه تعطيلي، پس مادوازده هزارتومن راميگذاريم كنار.«سینا»چهارروزمريض بودآن روزهاازاومراقبت نكرديدوفقط مواظب«سونیا»بوديد فقط «سونیا» وديگراين كه سه روزهم شما دندان دردداشتيدوهمسرم به شمااجازه دادبعدازشام دورازبچهها باشيد.دوازده وهفت ميشود نوزده. تفريق كنيد.آن مرخصيها؛آهان، چهل و يك هزارتومن،درسته؟ چشم چپ«شیوا»قرمزوپرازاشك شده بود.چانهاش ميلرزيد.شروع كردبه سرفه كردنهاي عصبي.دماغش راپاك كرد و چيزي نگفت. - و بعد،نزديك سال نو شما يك فنجان ونعلبكي شكستيد.دو هزارتومن كسركنيد. فنجان قديميترازاين حرفها بود،ارثيه بود،امّا كاري به اين موضوع نداريم.قراراست به همه حسابها رسيدگي كنيم. مواردديگر:بخاطر بيمبالاتي شما «سینا»ازيك درخت بالا رفت وكتش را پاره كرد.10 تا كسركنيد.همچنين بيتوجهيتان باعث شدكه كلفت خانه با كفشهاي «سونیا»فراركندشماميبايست چشمهايتان راخوب بازميكرديد.براي اين كارمواجب خوبي ميگيريد.پس پنج تا ديگر كم ميكنيم.دردهم ژانويه 10 هزارتومن ازمن گرفتيد. « شیوا» نجواكنان گفت:من نگرفتم. - امّا من يادداشت كردهام . - خيلي خوب شما،شايد … - از چهل ويك بيست و هفت تا برداريم، چهارده تا باقي ميماند. چشمهايش پرازاشك شده بودوبيني ظريف وزيبايش ازعرق ميدرخشيد.طفلك بيچاره! - من فقط مقدار كمي گرفتم . در حالي كه صدايش ميلرزيدادامه داد:من تنها سه هزارتومن ازهمسرتان پول گرفتم . . . ! نه بيشتر. - ديدي حالا چطورشد؟من اصلاً آن رااز قلم انداخته بودم.سه تا از چهارده تا به كنار،ميكنه به عبارتي يازده تا، اين هم پول شما سهتا، سهتا، سهتا . . . يكي و يكي. - يازده هزارتومن به اودادم باانگشتان لرزان آنراگرفت و توي جيبش ريخت. - به آهستگي گفت:متشكّرم! - جا خوردم،درحالي كه سخت عصباني شده بودم شروع كردم به قدم زدن درطول وعرض اتاق. - پرسيدم:چرا گفتي متشكرم؟ - به خاطر پول. - يعني تومتوجه نشدي دارم سرت كلاه ميگذارم؟دارم پولت راميخورم؟ تنها چيزي ميتواني بگويي اين است كه متشكّرم؟ - درجاهاي ديگرهمين مقدارهم ندادند. - آنها به شما چيزي ندادند!خيلي خوب،تعجب هم ندارد.من داشتم به شما حقه ميزدم،يك حقهي كثيف،حالا من به شماهشتاد هزارتومن ميدهم.همشان اين جاتوي پاكت براي شمامرتب چيده شده. ممكن است كسي اين قدر نادان باشد؟ چرااعتراض نكرديد؟چرا صدايتان در نيامد؟ممكن است كسي توي دنيا اين قدر ضعيف باشد؟ لبخند تلخي به من زدكه يعني بله،ممكن است. بخاطر بازي بيرحمانهاي كه بااوكردم عذرخواستم وهشتاد هزارتومن را كه برايش خيلي غيرمنتظره بود پرداختم. براي باردوّم چندمرتبه مثل هميشه با ترس،گفت:متشكرم! پس ازرفتنش مبهوت ماندم و با خود فكر كردم در چنين دنيايي چقدر راحت ميشود زورگو بود. مردي بود كور كه خيلي زود از خواب بيدار شد تا نماز صبح را با جماعت در مسجد بخواندوي لباس خود را پوشيد و وضو گرفت سپس راهي مسجد شد.در نيمه راه پاي او ليز خورد و بر روي زمين افتاد و لباسش كثيف شد دوباره به خانه برگشت و لباسش را پوشيدو برگشت تا اينكه در مسجد نماز بخواند و براي بار دوم در همان مكان اول پايش ليز خورد و افتاد و باز هم لباسش كثيف شد دوباره به خانه برگشت و لباسش را عوض كرد راهي مسجد شد.در وسط راه با مردي برخوردکرد.از آن مرد پرسيد:تو كي هستي؟مرد جواب داد:من توراديدم كه دوباردروسط راافتادي وباخودم گفتم توراهمراهی كنم تابتواني به مسجد بروي و آن مرد با آن مرد كور به مسجد رسيدند.مرد كور به آن مرد گفت:بيا داخل نماز بخوانيم اما آن مرد خودداري كرد.مرد كور از او پرسيد:چرا دوست نداري نماز بخواني ؟مرد در جواب گفت:من شيطانم درباراول من تورابر زمين انداختم تا نتواني به مسجد بروي اما وقتي كه تو به خانه برگشتي خداوند تمام گناهانت را بخشيد و براي بار دوم كه تو را انداختمو تو هم دوباره به خانه برگشتي و راهي مسجد شدي خداوند تمام گناهان اهل بيت تو را بخشيد و براي بارسوم ترسيدم تورابيندازم مبادادوباره برگردي وخداوند بوسيله اين كارت تمام گناهان اهل روستاراببخشد. شگفتا ! وقتي که بود نمي ديدم ، وقتي مي خواند نمي شنيدم وقتي ديدم که نبود ، وقتي شنيدم که نخواند چه غم انگيز است ، که وقتي چشمه اي سرد و زلال در برابرت مي جو شد و مي خواند و مي نالد تشنه آتش باشي و نه آب و چشمه که خشکيد چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودي بخار شد و به هوا رفت و آتش کوير را تافت و در خود گداخت و از زمين آتش رويـيد و از آسمان باريد تو تشنه آب گردي و نه تشنه آتش و بعد عمري گداختن از غم نبودن کسي که تا بود از غم نبودن تو مي گداخت . یادش سرشار ٬ از سرشاری که به من داد... یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود . بتواند بيشترين استفاده را از اين موقعيت (زندگي) ببرد. بعد از آخرين عملش او از بيمارستان مرخص شد من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟ مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند! هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود! عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند! چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد! اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید! گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند! کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند! پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید! اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد! انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند! ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت آ« خسته نباشیدآ» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند و در یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!
مشکل بسیار بزرگی که ایرانیان خارج نشین در گفتگو با مردم انگلیسی زبان داشتند، بیان اصطلاحاتِ رایج در زبان فارسی بوده که نمیشد به زبان انگلیسی ترجمه کرد،اما اکنون این مشکل هم الحمدالله برطرف شد!! *My father came out, and I will take out your father!پدرم در آمد و پدر تورا هم در میارم)) *Took the water from my face! (Aabeh roomo bord!)
من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم
نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین قابل توجه خواننده های مونث؛
ادامه مطلب
در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید
آیا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید.
در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد
کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه هاو جمع و جور کردن شکم .
او حالا کسی رو نداشت که بیاد و موهاشو رنگ کنه و دندوناشو سفید کنه !!!!
از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو او تصميم گرفت كه
در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیله یک آمبولانس کشته شد .
وقتی با خدا روبرو شد او پرسید:
خدا جواب داد :من شمارو تشخیص ندادم!!!![]()
*May they take away your 'dead washer'! (مرده شورتو ببرن!)
*Ghosts of your stomach! (ارواح شکمت!)
*Don't put a hat on my head! (سرم کلاه نگذار!)
*Why are you selling me wet wood?? (چراهیزم تر بمن می فروشی?)
*Light up my homework! (تکلیفم رو روشن کن!)
*His donkey passed the bridge. (خرش از پل گذشت)
*Cut tail! (دم بریده)
*What kind of dirt shall I put on my head? (چه خاکی بر سرم بکنم?)
*His head is playing with his tail! (سرش با دمش (..) بازی می کنه!)
*Pull your carpet out of the water! (گلیمتو از آب بکش!)
*Happiness has hit you under your stomach! (خوشی زده زیر دلش!)
*Punch you so hard that electricity will come out of your eyes!
(چنان بزنم که برق از چشمت بپره!)
*Snake Venom! (زهر مار !)
*Disease! (مرض!)
*Pain without a cure! (درد بی درمون!)
*He thinks he has fallen out of an elephant's nose?(!فکر می کنه از دماغ فیل افتاده?!)
(*Dog's mustache (سگ سبیل)
*I'll take out your eyes! (چشتو در میارم!)
*Your step on my eye! (قدمت روی چشمم!)
*May I be sacrificed for you! (قربونت برم!)
*You have seen camel; you haven't seen. (شتر دیدی ندیدی.)
*Don't drop worms! (کرم نریز!)
*He does long tongue!! (زبون درازی می کنه!!)
*Donkey into donkey!!! (خر تو خره!!!)
*They are like an elephant and a tea cup! (مثل فیل و فنجون می مونن)
*Don't put watermelon under my arms! (هندونه زیر بغلم نده!)
*I'll make you one with the wall! با دیوار یکیت می کنم)!)
*I wanted to see who my nosey person is?! (میخواست ببنم فضولم کیه?!)
*Don't look at me left left!! ( بهم چپ چپ نگاه نکن )
*Painted us black! (مارو رو سیاه کرد!)
*The door to the pot is open, where is the integrity of the cat? (در دیزی بازه حیای گربه کجا رفته?)
*You can't ride a camel bending, bending! (شتر سواری دلا دلا نمی شه!)
*The blind read! (کور خونده!)
*The dog was hitting, the cat was dancing! (سگ میزدگربه می رقصید!)
*You brought my life up to my lip! (جونم و بلبم رسوندی!)
*My soul reached my lips! (جونم بلبم رسید!)
*Inside head eater!! (توسری خور!!)
*It's hit my head! (زده به سرم!)
*Blind cat! ('گربه کوره!)
*My head whistled! (سرم سوت کشید!)
*My job is done. (کارم تمومه.)
*Burnt father! (پدر سوخته!)
*His mouth still smells like milk! (هنوز دهنش بوی شیر میده!)
*I haven't said anything to her and she has grown a tongue! هیچه بهش نگفتم، زبون در آورده)!)
*I hope your eyes go blind! (چشمت کور!)
*I grabbed it out of his belly. (از دلش در آوردم.)
*One is too little, two is sad, the third is sure. (یکی کمه دوتا غمه سومی خاطر جمعه.)
*It was hitting and banging! (بزن بکوب بود!)
*May your hand not hurt. (دستت دردنکنه.)
*May your head not hurt. (سرت درد نکنه.)
*Don't be tired! (خسته نباشی!)
*I hope your mind goes up! (فهمت بره بالا!)
*Choke!!! (خفه شو!!!)
*Killed the cat by the honeymoon suite! (گربه رو دم حجله کشت!)
*Not coming not coming, when coming, two two coming!! ( نمیاد نمیاد وقتی میاد دوتا دوتا میاد!)
*No daddy!!! (نه بابــــــا!!!)
*Go daddy!!! (برو بابــــــــْآ !!!)
*Let's hit and go! (بزن بریم!)
*One pot tells the other pot your face is black?! (دیگ به دیگ میگه روت سیاه?!)
*Make him a donkey! (خرش کن!)
*Come short! (کوتاه بیا!)
*Money is not the bear's grass!! (پول علف خرس نیست!!)
*A hundred years to these years! (سد سال به این سال ها!)
*Your warm breath! (دمت گرم!)
*Her stomach is happy. (دلش خوشه.)
*My stomach is tight. (دلم تنگه.)
*My stomach burned for her! (دلم براش سوخت!)
*Stomach to stomach has a path! (دل به دل راه داره!)
*Big bear! (خرس گنده!)
*Stomach is not in his stomach!! (دل تو دلش نیست!)
*It doesn't have math or books! (حساب کتاب نداره!)
*I'll eat your liver! (جیگرتو بخورم!)
*Sink your teeth into liver a little bit! (یک کمی دندو رو جیگر بذار!)
*It's raining dogs here! (اینجا سگ بارونه!)
*One gear! (یک دنده!)
*Dirt on your head!! (خاک برسرت!!)
*My stomach is making salt! (دلم شور می زنه!)
*I died from laughter. (از خنده مردم.)
*It is from my God! (از خدامه!)
*He was stuck between the earth and the sky. (مونده بود بین زمین و آسمون.)
*From each of her fingers a talent rains! (از هر انگشتش هنر میباره!)
*Make your hat the judge! (کلاهتو قاضی کن!)
*I won't even give you a non-curing disease! (درد بی درمون هم بهت نمیدم!)
*A flower has no front or back! (گل پشت رو نداره!)
*Without dad and mom! (بی پدر مادر!)
*He put a finishing stone! (سنگ تمام گذاشت!)
*His health is a ball! (حالش توپه!)
*I know him like the palm of my hand. (مثل کفت دستم می شناسمش.)
*Have I smelled the palm of my hand?? (مگه کف دستموبو کردم??)
*She hits one handed! (یک دستی می زنه!)
*Without back of work! (پشتکارنداره!)
*Donkey head! (کله خر!)
*Wind hitter. (باد بزن.)
*Water puller. (آب کش.)
*Hat lifter! (کلاه بردار!)
*You are the darling of my stomach.(عزیز دلمی )
*She is very heavy and colourful! (خیلی سنگین رنگینه!)
*Don't make yourself spoiled!! (خودتو لوس نکن!!)
*Drink of life! (نوش جان!)
*Unknowledgeable in salt!! (نمک نشناس!!)
*Without salt! (بی نمک!)
*With salt! (با نمک!)
*Without steam! (بی بخار !)
*Don't be narrow and orange!! (نازک نارنجی نباش!!)
*You ate my head!! (سرمو خوردی!!)
*Again the same soup and the same bowl!! (بازهم همان آش و همان کاسه!!)
*Your eyes see beautiful! (چشمتون قشنگ می بینه!)
*May your eyes be bright! (چشمتون روشن!)
*He took her tear out! (اشکشو در آوردی!)
*Her colour has jumped away! (رنگش پریده!)
*The patient stone. (سنگ صبور.)
*Your place is very empty! (جات خیلی خالیه!)
*One hand has no voice. (یک دست صدا نداره.)
*I want the donkey and the dates. (هم خرو میخواد هم خرمارو.)
*My new sleeve, eat rice!! (آستین نو بخور پلو!!)
*Her friendship is like the friendship of Auntie Bear! (دوستیش مثل دوستی خاله خرسه اس!)
*She still has two and a half swallows left!!! (هنوز دوقورت و نیمش باقیه!!!)
*Don't see how tiny the pepper is, break it and see how sharp it is! (فلفل نبین چه ریشه بشکن ببین چه تیزه!)
*One crow, forty crows! (یک کلاغ چهل کلاغ!)
*Hear and don't believe! (بشنو و باور نکن!)
*Leave it alone, it's not male male, or female female! (ولش کن نه نر نره نه ماده ماده!)
*If you're a crow, then I'm a baby crow! (اگه تو کلاغی من بچه کلاغم!)
*The onion has been hanging out with the fruit!! (پیاز هم خودشو قاطی میوه ها کرده!!)
*Which instrument of yours should I dance to?? (با کدوم سازت برقصم??)
*May God never subtract you from brotherhood! (خدا از برادری کمت نکنه!)
*My stomach became a kabob! (دلم کباب شد!)
*Die for someone who will have a fever for you! (برای کسی بمیر که برات بمیره!)
*Ouch life/soul!! (آخ جوووون!!)
*My veins and roots came out!! (رگ و ریشه ام در اومد)
| Design By : Prince of Persia |

